رد شدن به محتوای اصلی

ایمان چیست؟

ایمان از منظر "کی یرکگور " چیست؟
سورن کی یرکگور :نویسنده ، الهی دان ، شاعر و فیلسوف دانمارکی
اکثرا او را به عنوان پدر اگزیستانسیالیسم میشناسند زیراکه ایشان از اولین متفکران در باب فلسفە اگزیستانسیالیستی یا اصالت بشر است .
کی یرکگور بر نویسندگان مشهور ومتفکری چون هایدگر ، کامو ، سارتر و از این دست فلاسفه تاثیری چشمگیر داشتە است.
متفکران اگزیستانسیالیسم این شاخە فلسفی را بر دو قسم میشناسند :
۱: اگزیستانسیالیسم مسیحی یا دینی
۲: اگزیستانسیالیسم بی خدایی
کی یرکگور از نوع اگزیستانسیالیسم مسیحی محسوب میشود.
جهش مضمونی است که "کی یر کگور" تا پایان عمر به آن عقیده داشت و در چندین اثر خود به شرح و بیان آن آن پرداختە است.
در دیدگاه کی یرکگور ایمان به خداوند به هیچ وجه نتیجه تعلیل عقلانی بر طبق قوانین و علت و معلولهای عام و مورد قبول همگان نست. فراتر از آن ایمان از فهم خردورزی شخصی نیز ناشی نمیشود و به اخلاق و فلسفه و زیبایی شناسی و علم نیز ربطی ندارد، چرا که ساحت و الوهیت و بی کرانگی و احکام و اعمال آن اساسا با سنجش آگاهی و حتی هستی کرانمند و محدود ما محال و نامعقول و پارادوکسیکال و حتی غیراخلاقی است.
به عنوان مثال تبدیل شدن آب به شراب ، حلول نامتناهی در شخصی متناهی(عیسی) و امر خداوند به ابراهیم برای ذبح فرزندش چنین است. ایمان تصمیمی است که به سوبژکتیویتە (۱) خاص و یگانه هر فرد مربوط است و اساسا حقیقت چیزی جز سوبژکتیویتە نیست . وقتی فرد در حالت نومیدی، وانهادگی و ترس آگاهی در قبال وسعت امکانات و آزادی خود می افتد و خود را ناگزیر از تصمیم میبیند ـــ چرا که بهرحال باید راهی را برای گریز از جنونی که ادامه این حالت در پی دارد انتخاب کند ــــ راههای گوناگونی در پیش میگیرد او میتواند مرد اخلاق شود ، یا با پیروی از "دون ژوان"(۲) خود را به غنیمت شمردن دم و لذت استحسانی بسپرد، یا همچون گوته بگوید :"تو باید از همە چیز چشم بپوشی" یا اینکه مانند کشیشان با همگانی کردن مسیحیت آن را نابود و به قول معروف هم سر خود و هم خدا را کلاه بگذارد.
همه این تصمیمات اگرچە فردی است،کاملا فارغ از توجیه عقلانی نیست و شخص کاملا ان را برای خود عقلانی توجیه میکند . اما قهرمان یا شوالیه ایمان هر کسی است که مثل ابراهیم در برابر امر محال (بازگشت فرزندش پس از قربانی شدن ) و غیر اخلاقی (ذبح فرزند) و نامعقول (نامحدودیت) دل بە دریا بزند و یا جهش خود را به ساحت نامعقول افکند. این جهش که تجربەای کاملا شخصی است همان ایمان است.

کی یرکگور در نهایت با تمام این استدلالها به نتیجه شخصی بودن ایمان برای هر شخص میرسد و که این امر خارج از حیطه اخلاقی و عقلانی است هرچند که شخص ان را کامل برای خود توجیه میکند چون در مابین دو گزینه گیر کردە است و باید یکی را انتخاب کند و این انتخاب از روی ترس و نومیدی است که کاملا یک امر شخصی است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱: کوشش و پژوهش در اگاهی
۲: اُپرایی در دو پردە با اهنگسازی موتسارت است.

منبع:
کتاب: زبان اصالت در ایدئولوژی المانی/نویسنده :تئودور ادرنو
ڕەنگێکی نوێ

نگارندە: مسعود پژوهی

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

چیرۆکی کورت نووسەر مەسعود پژووهی هەوا تاریک بوو مامه شەمێ چوو بۆ دایەرەکە. سەیری کرد چۆار سەف درووست بوە. ویستی خۆی جودا بکاتەوە و بێژێت من لەوان نیم. بەڵام هەرچێکی کرد کەس لە زمان ئەو حاڵی نەدەبوو. هەوڵی ها کەمێک بە زمانی ئەوان قسە بکات. بۆ ئەوەی لێ تێبگەن. دەستی پێ کرد. بە دەم قسە کردنەوە ڕۆشت...! کارەکەشی ڕانەپەڕا بەڵام کاتێک کە گەڕایەوە بۆ ماڵ نە ئەو بنەماڵەکەی خۆی دەناسی و نە مامە شەمێش چیتر خۆشی دەناسی. هەر بۆیە ئاوارەی کۆڵانەکان بوو و هەر شەوێک لە پەنا کۆڵانێک دەنووست.

کنترل و انقلاب

اصولا وقتی راهی پیدا نکنید کە حقیقتی را باور کنید در حالی کە این حقیقت می تواند تمام افکار شما را دگرگون کند قطعا میگویید دروغ است و قصد دارید ما را بە بیراهە ببیرید. واژە تئ...

سیستم

یک سیستم به چه میماند؟ اگر بخواهیم اشکال متفاوتی از سیستمهای حکومتی را در ذهن خود ترسیم کنیم با رسم شکل چه چیزی میتوانیم داشتە باشیم؟ این چیزی است که من بدان رسیده ام امیدوارم واضح باشد و بتواند نظر شما جلب نماید. وقتی فیلسوفان پرسش از بنیاد انسان را در ذهن خود جستجو میکنند به پرت شدگی انسان میرسند. بدین معنا که انسان وقتی چشم باز میکند در این جهان است.  در نتیجه فیلسوفانی می ایند و دیگر سوال از وجود خدا را بی معنی میپندارند و اصولا میگویند نیازی نیست که ما به این سوال جواب بدهیم که ایا خدایی این جهان را خلق کردە است یا خیر. در همین راستا داستایفسکی میگوید چه کسی دنیا و انسان را خلق را ول کنید بهرحال ما هستیم باید بدانیم چه کسی میخواهد دنیا را خراب کند و انسان را نابود کند. در همین راستا فیلسوف بزرگی مانند شوپنهاور میگوید انسان وقتی چشم باز میکند در یک سرازیری است با سرعت بسیار زیاد، هم انسان در حال دویدن است و هم سرازیری زیر پایش در حال حرکت است. حال فکر کنید اگر انسان بایستد چه اتفاقی می افتد. اگر دیواری در سر راهش باشد چه میشود؟ نابود میشود. له میشود. حال برگردیم به سوال سیستم. ...