رد شدن به محتوای اصلی

برده چیست؟

بردگی چیست؟

تعریف برده در نگاه عام مردم:
شخصی است که در جنگ اسیر میشود و برای کار اجباری خرید و فروش میشود.

اما بر همگان واضح است که این تعریف که این تعریف نمیتواند تعریف کاملی باشد.
با نگاهی گذرا به تاریخ سعی خواهیم کرد که به تعریفی کلی از برده برسیم.

انسان اولیه : زمان دقیقی برای پیدایش انسان اولیه وجود ندارد ولی با استفاده از شواهد میتوانیم طرز زندگی انان و زمان نسبی به انان بدهیم حدود 200 هزار سال پیش میتوانیم در نظر بگیریم.

انسانهای اولیه چون با شرایط دشوار زندگی و خطرات طبیعی همیشه در کشمکش بوده است  پس همیشه انسانهای قویتر ماندگارتر بوده و انسان های ضعیف یا زیر دست آنان بودند و یا کشته میشدند.مردان در این شرایط قویتر محسوب میشدند چون هم از لحاظ برتری در شرایط تولید مثل و بارداری 9 ماه زنان و شرایط فیزیکی آنها (البته امروزه دیگر این شرایط صدق نمیکند) شرایطی را فراهم میکرد که علی رغم میل باطنی ، زنان مجبور بودند در خانە(غارها) بمانند و مردها برای شکار خارج شوند و زنان تنها امر پخت و پز و بچه را فراهم می اوردند به همین دلیل مردان ازادی عمل بیشتری پیدا کنند .این عمل به مرور زمان و علی رغم میل باطنی زنان به یک رسم تبدیل شد که زنان را کم بشمارند و به انان به چشم یک کالا و جنس ضعیف نگاه بشود.در این شرایط عملا دو طبقه ایجاد شد :طبقه قوی و طبقه ضعیف یا بهتر است بگوییم طبقه فرمانروا و فرمانبر.
طبقه فرمانبر در مقابل مایحتاج زندگی خود علی رغم میل باطنی خود به کار کردن برای جامعه قویتر گمارده شد .
این شرایط را امروزه هم شاهد ان هستیم در انواع جوامع به انواع دیدها.

کم کم ابزار الات ساختە شدند ،مورد استفاده قرار گرفتند ،کشاورزی اختراع شد یواش یواش در راه پیشرفت خود نیروی کار بیشتری طلب میکرد کسانی که ضعیفتر بودند از گله داری و شکار چشم میپوشیدند و به کارگری مشغول میشدند در مقابل زندگی .
کم کم زمینداران شکل گرفتند و اینجا بود که شهرها شکل گرفتند صنایع ابزار زیاد شدند گله داری رشد کرد و یواش یواش تقاضا برای کارگر افزوده شد زمینداران گاهی با حمله به کسانی دیگر انان را به عنوان برده مجبور به کار در زمین خود میکردند کم کم شهرها توسعه یافتند و حاکمان شکل گرفتند و حاکمان قدرتمند حکومتها تشکیل دادند و قانون را برایش اماده کردند و همزمان برده داری هم پیشرفت کرد و از حالت سنتی خارج شد . واژەها برای زیر دست گرفتن تعداد بیشتر برده ساختە شدند مقدسات خلق شدند :خدا ، دین ، اطاعت ، قانون کشور،مرز ارتش و...
انواع متنوع بردهها نیز تشکیل شدند بردگانی بودند که هیچ پولی دریافت نمیکردند بلکه تنها برای زندگی زجه میزدند ، بردگانی بودند که مقابل رسیدن به مقامهای بالاتر باید تلاش میکردند و درجه دریافت میکردند ، بردگانی بودند کە فقط حمال پول و ثروت بودند و برای فرمانروایان تجمع ثروت میکردند .
شاخه های متنوع برده وجود داشتند هر کدام از اینها در زیر یکسری قوانین بستە میشدند و حق تخدی از ان قوانین را نداشتند .

ارتشها برای نیروی کار بیشتر لشکر کشیها میکردند ، ارتشهای دیگر در مقابل لشکر کشیها تنها از حاکمان دفاع میکردند .
دسته ای دیگر در مقابل خیالات در جهانی ابدی گرد این حاکمان جمع میشدند و حمد و ثنا میخواندند .
هر اعتراضی که میشد به شدیدترین  شیوه محکوم و سرکوب میشدند.
انقلاب های زیادی به راه افتادند بعضی ها موفق میشدند بعضی دیگر سرکوب در هر صورت فرقی داشت چون اگر هم موفق میشدند وارد مرحله دیگری از سیستم میشدند و برده داری رنگ و بوی  جدیدتری به خود میگرفت.

کسی به اصل واقع اشاره نداشت همه بر ضد بردەداری تجمع میکردند و تعدادی از حکومتها وقتی فهمیدند که جانشان در خطر است تا حدودی کوتاه امدند نظیر امریکا ، المان ، انگلیس و ...

اما در هر صورت هیچ سیستمی که به وجود می آمد ان چیزی نبود که مردم میخواستند و باز بعد از چند سال دوباره شروع میشد .
از اسلام خارج میشدند وارد مسیحیت میشدند ، از سرمایه داری خارج میشدند وارد سیستم کومونیستی میشدند وقتی میدانستند این هم ارضایشان نکرد به دنبال سیستمی جدید میگشتند .

برده داری هنوز هم در حال حاضر وجود دارد شاید اگر بگویم شدیدتر از زمان فرعون کم نگفتیم.
در زمانەای که جهان را دهکدە جهانی مینامند در گوشه ای از جهان هزاران نفر در حال تلف شدن از گرسنگی هستند و این سیستم است که بار تمام این اوضاع را به دوش میکشد.
سیستمهایی که ماسروته انها را در اوردیم و هیچ نشانی از ازادی واقعی نداشتند و هر کسی که وارد این سیستم ها میشود به برده بلامناضع ان تبدیل میشود.

برده در این سال 2018 بسیار رنگارنگ است :برده های جنسی ، برده های دینی ، برده های فروشی ، کارگر و انواع دیگر برده ها.

نوع رایج برده که امروزه مردم به صورت رایج به ان گرفتار هستند برده ایدئولوژی است .

بردگی ایدئولوژی در کمال تعجب خود را مشتاق و شیفتە ایدئولوژی خاص خود میداند که حاضر است، (به مانند بردگان فرعون که حاضر بودند بمیرند ولی حرف فرعون را زمین نزنند) بمیرد ولی حرف ایدئولوژی خود را زمین نزند و حاضر است برای ان جان بدهد.

تنها چیزی که در مقابل دیدگان او قابل مشاهدە است سخنان ارباب (ایدئولوژی) خود است .

این برده برای اینکه ارباب خود را به مقصد خود برساند حاضر نیست کوچکترین انتقادی به او داشته باشد و هر امری که دستور بدهد با کمال جان و دل گوش میدهد.

به سوال نخست خود میپردازیم:

برده چیست؟

برده شخصی است که در مقابل فرمانروای خود یا صاحب خود کوچکترین ازادی عملی ندارد و اگر هم داشته باشد تنها در حیطە وظایفش توصیف شده است.حق انتقاد ندارد و در مقابل چند سکه میتواند فرمانبروای خود را عوض کند و به بردگی فرمانروای دیگر خود را بگمارد.به معنای دیگر با پرداخت هزینه ای این سیستم را با آن سیستم عوض میکند.

"این فرمانروایان نیستند که بردگان میسازند بلکه این بردگان هستند که فرمانروایان میسازند."

✍نگارنده : مسعود پژوهی

بە کانال تلگرام ما بپیوندید👌

@atheistKURD

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

چیرۆکی کورت نووسەر مەسعود پژووهی هەوا تاریک بوو مامه شەمێ چوو بۆ دایەرەکە. سەیری کرد چۆار سەف درووست بوە. ویستی خۆی جودا بکاتەوە و بێژێت من لەوان نیم. بەڵام هەرچێکی کرد کەس لە زمان ئەو حاڵی نەدەبوو. هەوڵی ها کەمێک بە زمانی ئەوان قسە بکات. بۆ ئەوەی لێ تێبگەن. دەستی پێ کرد. بە دەم قسە کردنەوە ڕۆشت...! کارەکەشی ڕانەپەڕا بەڵام کاتێک کە گەڕایەوە بۆ ماڵ نە ئەو بنەماڵەکەی خۆی دەناسی و نە مامە شەمێش چیتر خۆشی دەناسی. هەر بۆیە ئاوارەی کۆڵانەکان بوو و هەر شەوێک لە پەنا کۆڵانێک دەنووست.

کنترل و انقلاب

اصولا وقتی راهی پیدا نکنید کە حقیقتی را باور کنید در حالی کە این حقیقت می تواند تمام افکار شما را دگرگون کند قطعا میگویید دروغ است و قصد دارید ما را بە بیراهە ببیرید. واژە تئ...

سیستم

یک سیستم به چه میماند؟ اگر بخواهیم اشکال متفاوتی از سیستمهای حکومتی را در ذهن خود ترسیم کنیم با رسم شکل چه چیزی میتوانیم داشتە باشیم؟ این چیزی است که من بدان رسیده ام امیدوارم واضح باشد و بتواند نظر شما جلب نماید. وقتی فیلسوفان پرسش از بنیاد انسان را در ذهن خود جستجو میکنند به پرت شدگی انسان میرسند. بدین معنا که انسان وقتی چشم باز میکند در این جهان است.  در نتیجه فیلسوفانی می ایند و دیگر سوال از وجود خدا را بی معنی میپندارند و اصولا میگویند نیازی نیست که ما به این سوال جواب بدهیم که ایا خدایی این جهان را خلق کردە است یا خیر. در همین راستا داستایفسکی میگوید چه کسی دنیا و انسان را خلق را ول کنید بهرحال ما هستیم باید بدانیم چه کسی میخواهد دنیا را خراب کند و انسان را نابود کند. در همین راستا فیلسوف بزرگی مانند شوپنهاور میگوید انسان وقتی چشم باز میکند در یک سرازیری است با سرعت بسیار زیاد، هم انسان در حال دویدن است و هم سرازیری زیر پایش در حال حرکت است. حال فکر کنید اگر انسان بایستد چه اتفاقی می افتد. اگر دیواری در سر راهش باشد چه میشود؟ نابود میشود. له میشود. حال برگردیم به سوال سیستم. ...